تبليغاتX
برنامه نویسی پیشرفته

برنامه نویسی پیشرفته

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 10:28  توسط میلاد  | 

cradle of filth

song : Suicide And Other Comforts

band : cradle of filth

album : Bitter Suites To Succubi

year : 2001

Suicide And Other Comforts

I pace, alone
In a place for the dead
Overcome by woe
And here, I've grown
So fond of dread
That I swear it's heaven

Oh sweet Mary,
Dressed in grief
Roll back the stone

With these words scrawled in a severed hand
Tears fall like shards of glass that band
In rivers, like sinners
Swept with me to join the damned

A darkened sky
The day that laughter died
Fell swiftly into night
And stayed within Her sight
Staring at the knife
Oh God, how easy now the sacrifice
My life, to have Her with me

So farewell to distant thunder
Those inept stars I've worshipped under
Fall father, their Father
Lies in wait in flames below
Whilst my love, a blood red flower
Calls to me from verdant bowers
Graveside, I cry
Please save me from this Hell I know

A darkened sky
The day that laughter died
Fell swiftly into night
And stayed within Her sight
Staring at the knife
Oh God, how easy now to sacrifice
My life, to have Her with me

An eye for an eye as espied in the bible
My faith is lost to the burning of idols
One less cross to press upon the survival
Of this lorded agony

And I, (much as I have tried
To bury Her from mind,
Fate's tourniquet was tied, when She died...)
Still sense Her presence so divine
Lithe arms about my throat
Like pining swans entwined
Footfalls at nightfall close to mine

Suicide is a tried and tested formula for release

I snatch Her whisper like the wind through cedars
See Her face in every natural feature
Midst the mist and sleepy hollows of fever...
With glee deceiving me

Suicide is a tried and tested formula for release

I hear Her voice from where the grave defies Her
Sirensong to sing along, no finer
Suicide notes, harmonised in a minor
Strike a chord with misery

No light nor reef
No unsinkable of romance keeps me
Safely from the stormy seas
Now drowning, resounding
Death-knells pound my dreams
Unthinkable to dredge through this
Listless and lonely winter frieze

A darken sky
This day hereafter dies
Falls swiftly into night
And stays within my sight
Staring at the knife
Oh God, how ease it was to sacrifice
My life, to have Her with me

No more a victim of a crusade
Where souls are strung from a moral palisade
I slit my wrists and quickly slip away...
I journey now on jewelled sands
Beneath a moon to Summerlands
To grace Her lips with contraband
The blaze once in my veins

خودکشی و آرامش ها

من تنها گام بر می دارم

در یک مکانی برای مردن

تا بر غم غلبه کنم

در اینجا من بزرگ شدم و عاشق ترس

من قسم می خورم که این بهشت است

آه ماری عزیزم , پوشیده در غمی

آن سنگ را بغلتان

با این واژه های بدخط نوشته از دست جدا

همانند خرده شیشه هایی یک بند اشک ها میریزد

در رودخانه ها مثل گناهکاران با هم غلت می خورند تا ملحق به جهنم شوند

این آسمان تاریک

آن روزی که خنده مرد 

خیلی سریع شب مهیبی آمد

و در بین چشم های او ماند

خیره شدم به چاقو 

آه خدا حالا چقدرقربانی شدن آسان است

زندگی من , مرا با او بدار

وداع با تندر دور

زیرا من آن ستاره های باطل را ستایش می کردم

آدم پایین امد , آدم آن ها

زیر شعله ها منتظر می مانم

تا اینکه عشق من گل سرخ خونی من

مرا از کلبه های سبز صدا می کند

من در کنار قبر میگریم

مرا از این جهنمی که حالا می شناسم نجات بده

یک آسمان سیاه

روزی که خنده مرد

خیلی زود شب مهیبی آمد

و در چشم های او ماند

خیره به آن چاقو

آه خدای من - چقدر راحت است قربانی شدن 

زندگی من ,او را با من بدار

یک چشم برای یک چشم بیان شده در انجیل

در سوزاندن بت ها ایمان من از دست رفت

برای زنده ماندن یک سلیب بکش

از این غم خدایی 

آه که من چقدر سعی کردم

او را از ذهنم بیرون کنم

با مردن او شریان بند سرنوشت گره خورد 

حالا حس وجود او همچون خدایست

بازوهایش زیر گلوی من است 

مانند قویی من را در آغوش گرفته

صدای پایی در این شب در کنار من است

خودکشی یک تلاش و یک فرمول برای رهایی است ( جمله ای که عاشقشم )

من به زمزمه او در بین درختان که شبیه باد است چنگ انداختم

صورت او را در طبیعت دیدم

برای همیشه در وسط گودال

با شادی و و نوازش مرا گول می زند

خودکشی یک تلاش و یک فرمول برای رهایی است

من صدای او را از قبر او میشنوم

بدون زیبایی آواز خوبش را می خواند

یادداشت های خودکشی در یک خط هماهنگ شده

به سیم بدبختی ضربه میزند

نه نور و نه تپه سنگی

قوطه نمی خورد عشق من نگه دار مرا

ایمن از دریای طوفانی

حالا دارم غرق می شوم

پر حرارت و طنین انگیز

صدای زنگ مرگ با مشت بر رو هایای من ضربه می زند 

باورم نمی شود که در میان این گودالم

زمستان از راه می رسد تنها و تنهام

یک آسمان سیاه

در این روز خنده می میرد

سریع شب میشود

در چشم من می ماند

با خیره شدن به چاقو

آه خدای من چقدر آسان است قربانی شدن

زندگی من او را با من بدار

برای جنگ طلبی دیگر قربانی نیست

در اینجا روح ها به دار کشیده شدند

از یک پرچین اخلاقی

من چاک می دهم موجم را و سریع می گریزم

من اکنون میروم بر روی شن های جواهر ( خاک )

زیر یک ماه و زمین گرم

زیبایی لب هایش ممنوع شده

شعله ای است در رگ های من

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 2:11  توسط میلاد  | 

هنرمند این مرزو بوم

یه خواننده باحال ایرانی

 

  نمیتونید حدس بزنید کیه ؟؟ پس عکس بدی ببین

 

 

 بنده خدا حاج آقا جوون پر شوق ندیده !!!! بعدی ببین 

 

 

 
       

 

         حاج آقا هم میخواد بیاد وسط!!!!!  هنوز نشناختی برو پایین

                تا بهت بگم کیه؟؟؟ 

 
         
-1- 

            پس معرفی میکنم مایکل جک آب حوضی!!!!!!!!!!!!!!

          گورخیدی!!!!!! حلا کوجاشو دیدی ..................بعدی ببین/؟/

 
              

  پیام نسل جوان چهرهی محبوب مردمی که دخترا براش میمیرن !!!!!

   واقآ حال کردی اگه حال کردی نظر بده ؟!؟!؟

    در ضمن مایکل جک آبحوضی Email: خودشو برام گذاشت

                                     mikell_abhozy@yahoo.com

                          Dont worried Demons with Yours!!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 1:26  توسط میلاد  | 

Beatles

Beatles  

سلـام.آخيش بالاخره تموم شد اين آپ نكردن من..ديگه خودمم خسته شده بودم..

قول داده بودم بعداز امتحانای لعنتی كه هيچ كدومشو هم نخوندم آپ ديت بشم.درس نخوندن چه

كيفی داره ...جاتون خالي...اين چند وقته كه امتحان داشتم از هميشه بيشتر خوش گذشت .

تو اين شماره همين طور كه از اون بالا پيداس از Beatles ميخوام بنويسم.

فكر تشكيل اين گروه مربوط به زماني است كه در سال 1957 پل مك كارتي (Paul Mc Carthey)

(جميز پل مك كارتي (James Paul Mc Cartney متولد 18 ژوئن 1942، ليورپول ، انگلستان)

بعنوان گيتاريست در گروه مردان شكار (quor my man) يك گروه اسكيل، به رهبري جان لنون

(John Lennon) (رنتيون لنون متولد 9 اكتبر 1940) ( ليورپول انگلستان مرگ 8 دسامبر

1980 نيويورك ، آمريكا) در كليسائي در ولتون ليورپول ثبت نام كرد در طول يك سال دو

نوازنده ديگر هم به گروه اضافه شدند يكي جرج هريسون 15 ساله (متولد 25 فوريه 1943

ليـورپول، انگلستان مرگ 29 نوامبر 2001 لوس آنجلس كاليـفـرنيـا) و ديگري يكي از

دوستان او در مدرسه هنر استوارت تكليف Stewart Sutcliffe (متولد 23 ژوئن 1940

ادينبرگ، اسكاتلند مرگ 10 آوريل 1962 ،هامبورگ آلمان) بودند.

ابتدا آن را جـانـي و سـگـهـاي بـد اخــلـاق moad degs و Johney نـامـيـدنـد بـعـد بـه

سـوسـكهـاي نـقــره اي Silver Beatles و پس از آن به پيشنهاد لنون Lennon

ســوسـكـهـا beatles تغيير نام داد.

 شخصي به نام پيت بست Pete Best را به طور تمام وقت استخدام كردند و در كلوپ ايندرا

(Indras از هامبورگ Hamburg مشغول به كار شدند ظاهر شان را تغيير دادند بعد از

مدتي همه موهايشان را كوتاه كردند به طوري كه به نام موژوليده هاي سطح بالا

Map- Tops، معروف شدند. بعداز مدتي از كمپاني كه مديريت آن به عهده آلان ويليافر

Alan Willioms بود كناره گيري كردند براي ساختن تك آهنگ (زيباي من )

(My bonnie) (تني شريدان) (Tony Sheridan) از آنها حمايت كرد.

ساتكليف (Sutcliffe) هم از گروه جدا شد و تصميم گرفت به عنوان نقاش در آلمان به كار

خودش ادامه بدهد و مك كارتي كه از او ماهر تر بود جايش را گرفت.

درنوامبر1961برايان Brian Epstein مديرفروشگاه فوژيك (Northend) درليورپول

به اين گروه علاقمند شد و براي ديدن كارشان به كاورن رفت (Cauern) و مديريت آنها

را به عهده گرفت. بعد از آن، كمپانيهاي زيادي كار كردند.

در10آوريل خبري به آنهارسيد مبني براينكه استوارت ساتكليف (Stuant Sutcliffe)

در هامبورگ بر اثر خونريزي مغزي در گذشته است.

چند روز بعد beattes به هامبورگ رفتند و در كلوپ Star (ستاره) هامبورگ برنامه اجرا

كردند. با استخدام رينگو استار (Ringo Starr) به عنوان  درامر گروه تا پايان سال

1962 اين گروه با آهنگ “Love me do” ”دوستم داشته باش“ به راس جدول بهترينها

رسيد. در 13 فــوريـه 1963براي اجراي تـك آهنگ  ” لـطـفـاً لـطـفـاً به من   

Please Please Me” در تلويزيون حضور يافتند و حدود 6 ميليون ببيننده داشتند كه

سرآغازي جديدازكارشان به حساب مي آيد.بدنبال آن باهركاری ازنظراقتصادي وتبليغاتی

پيشرفت مي كردند بعد از اينكه با آهنگ از من به تو “From me to you” 7 هفته ها

درراس جدول قرار گرفتند آهنگهاي او تو را دوست دارد “she loves you”

و “yeah yeah yeah” را وارد بازار كردند مدتي نگذشت كه شهرت آنها به جايی

رسيد كه آرام آرام، عروسك و آدامس و حتي قوطي هاي كنسروي نيز با استفاده از

نام آنها زده شد كه برايشان سود فراواني داشت.

سوسكها

در كريسمس 1965 آلبوم رابـرسـول Rubbersoul را منتـشر كـردند كه اگر چه مثل

نمونه هاي قبل مجموعه اي از بهترينها نبود اما مجموعه شگفت انگيزي بود.

آلبوم ديگري به نام (Peppers Lonely hearts Club band) در راس جدول قرار

گرفت و بعد از آن گروه در تلويزيون آهنگ ”تمام آنچه نيازداريم عشق است

(All you Need is love) را اجرا كردند.

در 27 آگوست 1967 جـسـد برايان اپشستاين Brian Epstein را پيدا كردند كه

بر اثر استفاه زياد از مواد كارباترول Carbatral مرده بود و باعث تاثر بسيار آنان

شد و آنها مجبور شدند تور بعدي را بدون حضور مدير اجرا كنند.

در سال 1968 كمپاني خودشان به نام (Apple) (سيب) را راه اندازي كردند كه اولين

آهنگي كه در آن ساختند ”هي جود“ نام داشت (Hey jude) بعد از مدتي فـيـلمـسـازي

را نيز آغاز كردند در سال 1999 فيلمي ساختند كه جلوه هاي ويژه آن بـيـنـنـدگـان

را متعجب مي ساخت در سال 2000 با فروش 106 ميليون نسخه از آخرين آلبومشان

بعنوان موفقترين توليد كنندگان آلبوم موسيقي شناخته شدند.

در سال بعد كتاب گلچيني گران قيمتي چاپ كردند كه در 4 اكتبر منتشر شد.

در طول تاريخ گروههاي مثل (سنگهاي غلطان) Rolling stone و گروههاي بيشمار

ديگري مورد توجه بوده اند اما هيچكدام به پاي beatles ها كه در سطح جهان بسيار

پرطرفداراند نرسيدند.

در نوامبر 2001 كه جرج هريسون (يكي از اعضاي برجسته گروه) در براثر سرطان

جانش را ازدست داداين علاقه بيشترنمايان شد.عزاداري مردم جهان درراديو تلويزيون

منعكس شد. بعد از آن نظريه طنز آميز معروف لنون درباره اين گروه حتي بيشتر از

گفته هاي مسيح محبوب و مشهور شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 0:21  توسط میلاد  | 

بیوگرافی دختران

 مرجع از مملی دیوونه

سن ۱۴سالگي: تا پارسال هر کي بهشون مي گفت: چطوري؟ مي گفتن: خوبم مرسي! حالا ميگن: مرسي خوبم

!
سن ۱۵ سالگي: هر کي بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاري و رنگ آميزي و

...!)
سن ۱۶ سالگي: يعني يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم مي خوان خودکشي کنن! ... شوخي هم ندارن

!
سن ۱۷ سالگي: نشستن و اشک مي ريزن! ... بهشون بي وفايي شده! ... (کوران حوادث

!)
سن ۱۸سالگي: ديگه اصلا عشق بي عشق! ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن

!
سن ۱۹ سالگي: از بي توجهي يه نفر رنج مي برن! ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست

!
سن ۲۰ سالگي: نه ، نه! ... اون منو نمي خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره! مي دونم

!
سن ۲۱ سالگي: فقط ۲۵-۲۴ سالگي قصد ازدواج دارن! فقط

!
سن ۲۲ سالگي: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چي نباشه

!)
سن ۲۳ سالگي: همه ء خواستگارا رو رد مي کنن

!
سن ۲۴ سالگي: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه

!
سن ۲۵ سالگي: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکي نمياد؟! ... هر کي مي خواد باشه ، باشه

!
سن ۲۶ سالگي: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله

!
سن ۲۷ سالگي: آخيـــــــــــش

!
سن ۲۸ سالگي: کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 1:14  توسط میلاد  | 

the crazy demon

سلام به مدریت سایت دیوانه خانه من آماده ی هر گونه فعالیت گروهی هستم

the Crazy demon need master brother سعی کن معنی شو پیدا کنی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 0:5  توسط میلاد  | 

ایرون میدن

 

ا

این بیوگرافی مرجع از سایت بلودی میوزیک

با اينکه اولين البوم استوديويی ميدن ها در 1980 منتشر شد ولی ميشه هسته اوليه maiden ها رو گروه GYPSY'S KISS که در november 1973 توسط steve harris تشکيل شد دونست . در اين زمان steve harris سنی بيشتر از 20 سال نداشت . گروه GYPSY'S KISS رو steve harris به عنوان  dave smith - bassist و Tim wotsit به عنوان گیتاريست , Paul Sears درامست و Bob Vershcoyle به عنوان خواننده تشکيل ميدادند . GYPSY'S KISS فقط يک سال دوام آورد و تو اين يک سال فقط چند اجرا در مراسم های خصوصی و کلوپ های شبانه داشتن . در october 1974 ، گروهی به اسم ُSMILER توسط steve harris تشکيل يافت که از اعضای GYPSY'S KISS فقط خود steve harris تو SMILER بود . اعضای steve harris ،SMILER بيسيست ، tony clee و mick clee گيتاريست ، Doug sampson درامز و Denis Wilcock خواننده بودن .
SMILER هم تنها دو سال دوام آورد و توIRON MAIDEN  ، May 1976  با steve harris بيسيست ، Terry rance و dave sullivan گيتاريست ، rebel matthews درامز و Paul day خواننده تشکيل شد(لازمه بگم که کلمه IRON MAIDEN اسم يه وسيله شکنجه تو دوران رنسانس بود و در کليسا ها برای تفتيش عقايد ازش استفاده می کردن ) ولی اين ترکيب اوليه MAIDEN ها هم دوام نياورد و تا سال 1977 اين ترکيب 4 بار عوض شد . از 1977 تا 1980 اين ترکيب 5 بار ديگه عوض شد تا به ترکيب اصلی MAIDEN ها برای ساختن اولين آلبوم استوديويی برسه .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 23:32  توسط میلاد  | 

Dimmu Borgir LYRICS

Enthrone Darkness Triumphant 1997

1. Morning Place

1. Morning Place

Daylight has finally reached it´s end

as evenfall strikes unto the sky

Far away in the dark glimpsing moonlight

sickening souls cry out in pain

روشنایی روز نهایتا به پایان می رسد 

همچنانکه غروب بر آسمان سایه می افکند 

دورتر ها نور تاریک ماه 

ارواح کثافت می گریند در درد

Whispering voices, summoring screams

Waiting for Satan to bless their sins

Blackhearted angels fallen from grace

possessed by the search utter darkness

صدای نجوا ، عده ای فریاد می زنند 

منتظر شیطانند تا ببخشد گناهانشان را 

قلب سیاه فرشتگان از سینه شان سقوط می کند 

در نهایت جستجو برای تاریکی

Hear the cries from the Mourning Palace

Feel the gloom of restless spirits

Hear the screams from the Mourning Palace

Feel the doom of haunting chants

صدای گریه را از قصر ماتم بشنو 

از ارواح بی قرار تاریکی را حس کن 

صدای گریه را از قصر ماتم بشنو 

مناجات و مجازات گنهکاران را حس کن

Eternal is their lives in misery

Eternal is their live in griet

Abandoned in void of nothingness

A chain of anger, a letter of despair

ابدیت زندگی می کند در بی چارگی 

ابدیت زندگی می کند در بردگی 

در پوچی باطل تسلیم شدند 

زنجیر خشم ، خطوط نامیدی

In this garden of depraved beings

this unsacred place of helpless ones

Satan blessed the creatures

unswathed them in endless night

در این باغ فساد 

روحانیان تقاضای کمک می کنند 

شیطان با خجستگی خلق می کند 

و آزاد می کند آنها را در شب بی پایان

Whispering voices, summoring screams

Waiting for Satan to bless their sins

Blackhearted angels fallen from grace

possessed by the search utter darkness

صدای نجوا ، عده ای فریاد می زنند 

منتظر شیطانند تا ببخشد گناهانشان را 

قلب سیاه فرشتگان از سینه شان سقوط می کند 

در نهایت جستجو برای تاریکی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 0:1  توسط میلاد  | 

نت

  جون من نظر بدید که وب لاگ چه جوری باشه  
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 14:2  توسط میلاد  | 

برره

سقوط سى ۱۳۰ در برره

بيست روز از سقوط يک فروند هواپيماي سى ۱۳۰ در روستاي برره مي گذرد. در اين سقوط هولناک، مسافران هواپيما و عده ای از مردم پايين برره کشته شده اند. اهالی در کافه شب های برره جلسه کرده اند و ضمن خوردن نخودگلاسه و چايی نخود و نخود ِ شکلاتی در مورد پيامدهای اين سانحه با هم گفت و گو می کنند.

(همهمه مردم)
- خلبان سکته کرده بيد.
-نه بابا. "وي.او.آر" ش خراب شده بيد.
-شما هم چه زود گول وَخورين. من خودم وَديدم که يک چيزي آن پايين در ورفت، آن بالا خورد بهَش. غلط نکنم از ژاندارمري تير در وکردن.

ياور طغرل (با فرياد)-
سرجوخه! اينا چرا اينجا اجتماع کردن؟ مگه من نگفته بودم که اجتماع بيش از دو نفر ممنوع.

سرجوخه-
قربان. اهالي جمع شدن ببينن علت سقوط هواپيما چي بوده. بالاخره انسانن و ناراحت ميشن.

ياور طغرل-
ببند حلقت را. مگر نمي دانند که سقوط هواپيماي نظامي، فوق سري و محرمانه است و کسي نبايد راجع بهش حرف بزنه؟

سرجوخه- چرا قربان، گفتم؛ ولي کو گوش شنوا. حالا براي اين که ساکت شون کنم مي فرماييد چي بگم؟

ياور طغرل-
بگو ما براي بررسي اين سانحَه به يکي دو سال وقت احتياج داريم. تا آن موقع هيچ کس حق نداره در اين مورد حرفي بزنه. بگو سرنشينان هواپيما انسان هاي خوبي بودند که در راه استقلال و سربلندي برره کشته شدن.

سرجوخه-
قربان. شما که روز اول فرموديد شهيد شدن!

ياور طغرل-
ما به گور پدر مان خنديديم که گفتيم شهيد شدن. مي خواهي خرج روي دست دولت بگذاري؟ آن روز متاثر شده بوديم يک چيزي از دهان مان در رفت. بگو داريم دنبال اسم جديد مي گرديم. چيزي وسط جانباخته و شهيد. بگو اسم جديد را هم همان يکي دو سال ديگر اعلام مي کنيم.

***

شير فرهاد-
کـَيانوش، اين که اين سرجوخه ميگــَه يعني چـَه؟

کيانوش-
يعني اين که مقصر بي مقصر. يعني اين که هواپيما خودش همين طوري بيخودي سقوط کرده. يعني اين که ساختمون شما بوده که به هواپيما خورده نه هواپيما به ساختمون. يعني اين که بريد يکي دو سال سماق بمکيد. يعني اين که از پول خسارت خبري نيست. يعني اين که...

شيرفرهاد-
يعني سرجوخه همه اين حرف ها رَ وَگفت؟ پس چرا ما حالي مان نشد؟ حالا که ژاندارمَري خسارت نميده، تو دست بکن تو جيبت خسارت مردم را وَده... آهاي کــَيانوش! باز داري کجا را نـَگاه وَکني؟

***

سرجوخه به يکي از آسيب ديدگان-
شما حرف نزن، ما يه جوري باهات کنار مي يايم. شصت درصد خسارتت رو مي کنيم هشتاد درصد. ولي اگه شکايت کني ياور طغرل بازداشتت مي کنه. مبادا با اين کيانوش حرف بزني ها؛ اون وقت جرمت سياسي ميشه. ديگه خود داني.

(همهمه مردم)-
ميگن موتورش آتش وَگرفته...
-ميگن "اسکيژن" اش تمام وَشده...
-ميگن کفتر به دمش وَخورده...
-ميگن کمک خلبان روي زمين جا وَمانده و خلبان چون از کله ي سحر معطل بيده پشت فرمون خوابش وَبرده.

***

سردار-
حالا طوري نشده. مگه بار اوله که هواپيما سقوط کرده، اين طور هياهو کردين؟

سالار-
چي چي رو طوري نــَوَشده، جيــگر! چون تو پايين برره سقوط وَکرده چيزي نـَوَشده؟ اگه تو بالا برره سقوط کرده بيد خيلي فاجعه شده بيد؟

***

ياور طغرل-
سرجوخه! يه نوار زرد مي کشي دور تا دور محل سقوط و احدي حق نزديک شدن به اونجا رو نداره. من از امروز اعلام مي کنم هيچ کس از اهالي برره حق نداره در مورد اين سقوط چيزي بگه تا نظر 32 کارشناس منتشر بشه. مفهوم بود؟ هر کي حرف بزنه از پنج ميليون کمک دولت خبري نيست. به کيانوش هم بگيد بايد ساکت بمونه وشايعه سازي نکنه. شيرفهم شد؟

کيانوش-
اصولا سقوط، فرآيندي است که با تغيير در ساختار تکنولوژي برره و برقراري ارتباط سياسي و اقتصادي با کشورهاي صاحب نام قابل اجتنابه و ما بايد سعي کنيم دشمني ها رو کم کنيم و تحريم ها رو از بين ببريم. ما بايد از شرره گرفته تا يانکي آباد با همه دوست بشيم. چه معني داره که برره با همه دشمني کنه و اين همه گرفتاري براي خودش درست کنه. ما...

ياور طغرل-
ببند حلق ات را. حرف سياسي مي زني؟ سرجوخه! اينو بازداشت کن.

شير فرهاد-
اين که اين کـَيانوش ميگه يعني چه؟ يعني ما بريم پاچه خاري يانکي آبادي ها رَ وکنيم؟ يعني لکه ي ننگي تو تاريخ برره ثبت وکنيم؟ نه! مي خوام بدانم ما که با اسکندر و مغول جنگيديم بريم با يانکي آبادي ها پالوده وخوريم و عشقولانه در وکنيم؟ بزنم از جات پا نشي؟

سحرناز به کيانوش-
تو چرا با همکارات نرفتي "ما- نو-ور" ما از دستت راحت وشيم؟ نکنه مي خواهي لکه ي ننگ روي دامن ببره وذاري؟ ها؟ ها؟ ها؟ اگه راست مي گي برا همکارات ناراحتي زهر ويارم وخوري تو هم ومیری؟

ليلون-
شير فرهاد، تو پا تو از برره بيرون نــَوَذاشتي و تو شهر نبيدي – ببخشيد نبودي- ببيني اونجا چقدر هواپيماها تازه و مدرن بيد. خيلي هواپيماهاي اونجا با مال ما فرق وَدارن. هواپيماهاي ما در مقايسه با مال اونا مثل گاري بيدند – يعني بودند-.

شيرفرهاد-
ها! من نديده بيدم؟! در هواپيماي برره، يک چيز مدرن بيد،... ليلون! اين که گفتي يعني چه؟

ليلون-
اه، شير فرهاد! تو هم که هيچي حالي ات نوِ شَه!

شيرفرهاد-
من حاليم نوَ ِشه؟! آهاي، سحرناز آن چوب را وَده يک کيانوش زنان، نشان وَدم...

کيانوش-
يعني چه؟ هواپيما سقوط کرده، يک عده کشته شدن، يک عده نظر مي دن، من بايد بازداشت بشم؟ من بايد کتک بخورم؟ ديوار کوتاه تر از ديوار روزنامه چي جماعت پيدا نکردين؟ اي خدا! (خنده هاي هيستريک)...

جان نثار به ياور طغرل-
اي شافتالو! اي آلبالو! اي هولو! هاواپيما اگر سقوط کرده بيد، همه اش تقصير اين کيانوش و همکاراش بيد. چشم شان کور مي خواستند سوار نبشوند. من جاي شما بيدم، همه شان را مي فرستادم "دوي اليف"، آب خنک بخورن. پاچه ات را آزاد کن بخارونم، اي شيرين بيان...

در گوشه اي ديگر از کافه، بگوري اشک ريزان شعري را که ساخته است مي خواند:
آن سي صد و سي که بر سر ما افتاد
در خاک "برر" رو کله ي ما افتاد
رو نچوفسکو خور و حقيقت از من بشنو
تمام شکايت ها در سطل زباله افتاد

در همين لحظه ياور طغرل که از حرف و صحبت مردم کلافه شده ششلول اش را بيرون مي کشد و چند تير هوايي در مي کند. اهالي برره دو پا دارند، دو پاي ديگر قرض مي گيرند و فرار مي کنند...

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 17:52  توسط میلاد  |